بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
229
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
و قسم به قرآن بزرگوار كه بعثت شخصى از جنس آدميان به جهت انذار و تخويف محلّ تعجب و شگفت نيست بَلْ عَجِبُوا بلكه عجب داشتند معاندان قوم تو كه قريشاند أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ اينكه آمد بديشان بيمكننداى از جنس ايشان و حال آنكه اينمعنى اصلا و قطعا در محل تعجب نيست فَقالَ الْكافِرُونَ پس گفتند كافران منكر حشر و نشر هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ اين بعث و حشر چيزى عجيب است چنانچه قريش ميگفتند كه بعثت آدمى عجيب است أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً بيان اسم اشارهء مبهم است يعني آنچه كافران ميگفتند كه آن عجيب است اينست كه ميگفتند كه آيا ما وقتى كه بميريم و بگرديم خاك باز ما رجوع خواهيم كرد و زنده خواهيم شد ؟ بنا بر اين أ إذا متنا بتقدير « ا نرجع اذا متنا » است ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ اين رجوع و بازگشت بازگشتى است دور از عادت . گفتهاند كه رجع ميتواند كه مصدر متعدى باشد بمعنى بر گردانيدن و ميتواند كه مصدر لازم بمعنى رجوع و برگشتن باشد چنانچه در ترجمه اينمعنى را اختيار كرديم . بنا بر اول حاصل معنى آيه چنين خواهد بود كه آيا برميگردانند ما را وقتى كه ما بميريم و خاك شويم اين برگردانيدن به اين وضع برگردانيدن دور از امكان وقوعيست و بعد ازين حق تعالى در رد استبعاد رجع ميفرمايد كه قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ بتحقيق دانستهايم ما آنچه را كه ناقص و كم گرداند زمين مِنْهُمْ من اجساد موتاهم يعنى از بدنهاى مردههاى آنها و ميدانيم آنچه را كه ناقص و كم نميگرداند وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ و نزد ماست كتابى كه حافظ تفاصيل جميع اشياست و هر گاه حق تعالى جميع اعضا و اجزاى آدمى را بداند خواه اجزاى فضليه باشد و خواه اصليه پس اجزاى اصليه را حفظ كند و انضمام متفرقات نموده در صحراى قيامت بار ديگر هر كس را به همان تشخص ذاتى زنده گرداند و در اين امور نظر بقدرت كاملهء الهى كرده اصلا تعجبى نيست آرى جاهلان و ناقصان در عقول بمحض عناد و تقليد آبا و اجداد تعجب درين امور نموده در انكار آن ميكوشند و زهر عذاب را مينوشند . و از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مرويست كه